|
رهايی
|
||
به اميد قرباني خريّت ورسيدن به حقيقت وآدميت ومرگ،كه در پس لحظه هاي زندگي، ناي آزادي مي سرايد.و رسيدن ، مرگِ انسانيت،وحدت و آزادگيست.
قربان و غدیر بر شما مبارک

... وسط کوچه رسیدهام. احساس میکنم، یک بُز، از پشت سر دارد نگاهم میکند و تصمیم دارد مرا بگذارد روی شاخهایش و با خود ببرد و بهعنوان برده به زعفرجنی بفروشد! دلم را قرص میکنم و سعی میکنم مثل کارآگاهی نترس رفتار کنم. آهسته زیر زبانم ترانهای را زمزمه میکنم و چند متر به آنطرف کوچه نزدیکتر میشوم. اما ترسم بیشتر میشود. آوازم را بلندتر میخوانم و قدمهایم را تندتر برمیدارم! توی نور که قرار میگیرم برمیگردم و به پشت سرم نگاه میکنم. باورتان نمیشود، شبح بلند قدی دارد از آن سر کوچه میدود!...
از كتاب يك اديپ يك آنتيگونه(مجموعه داستان كوتاه)
اثر عباس موذن
براي اطلاعات بيشتر به لينكها ي زير مراجعه كنيد
**به نام خدا**
آهنگساز معاصري را تصور كنيد كه سوناتي ساخته باشد؛سوناتي كه از نظر فرم،هارموني،وملودي ها شبيه به سوناتهاي بتهون باشد.تصور كنيد اين سونات آنقدر درخشان ساخته شده باشد كه اگر واقعا متعلق به بتهون بود،از شاهكار هاي او به شمار مي رفت.با اين حال عليرغم شكوهش از آنجا كه ساخته ي يك آهنگساز معاصر است،شنيدنش آدم را به خنده وا مي دارد و در بهترين حالت آهنگساز را به عنوان آدمي با استعداد فراوان در تقليد معرفي ميكند.
چه شد؟
در حالي كه از شنيدن سونات بتهون لذت ميبريم،در برابر سونات ديگري با همان سبك و جاذبه كه توسط يكي از معاصرين ساخته شده باشد بي تفاوت باقي مي مانيم؟
اين نشانه نهايت ريا كاري نيست؟
از كتاب رمان،حافظه،فراموشي اثر ميلان كوندرا
ترجمه خجسته كيهان
**به نام خدا**با سلام**
در قسمتهاي قبل گفتيم كه موسيقي از فواصل و كششها تشكيل شده فواصل رو كه تقريبا توضيح داديم حالا ميريم سراغ كشش ها.
به مقدار زماني كه صداي يك نت شنيده ميشه كشش اون نت يا همون ارزش زماني اون نت ميگن.مثلا كشش يك نت يك ثانيه يا دوثانيه و به همين شكل.البته چون معمولاكشش نتها(نغمه)ها نسبت به بقيه نت ها مهمه كششها نسبي حساب ميشه وبراي همين نسبتها،علامتهايي درست شده كه خدمتتون عرض ميكنم.
1.علامت(نت)گرد مضاعف:ارزش زماني گرد مضاعف هميشه دو برابر گرد(اگر گرد 4ثانيه باشه گرد مضاعف ميشه 8ثانيه)
2.علامت(نت)گرد:مبنا و واحد اصلي در موسيقي اين علامته كه چهار واحد حساب ميشه (اگر هر واحدرو يك ثانيه حساب كنيم فاصله زمانيش چهار ثانيه ميشه)
3.علامت(نت)سفيد:ارزش زماني سفيدهميشه نصف گرده (اگر گرد 4 ثانيه باشه سفيد دو ثانيه حساب ميشه)
4.علامت(نت)سياه:ارزش زماني سياه هميشه نصف سفيده وربع گرد(اگر گرد 4 ثانيه باشه و سفيد دو ثانيه سياه ميشه يك ثانيه)
5.علامت(نت)چنگ:ارزش زماني چنگ نصف سياه ميشه و به تبع ربع(يك چهارم) سفي ويك هشتم گرد(اگرگرد 4 ثانيه سفيد 2ثانيه و سياه يك ثانيه باشه چنگ ميشه نيم0/5 ثانيه)
از اين به بعد هر كدوم از اين دسته ها كه به چنگ اضافا بشه ارزش زمانيش نصف ميشه
البته براي هر يك از اين كششها يك سكوت هم هست يعني با اون علامت به اندازه ارزش زماني اون كشش، سكوت ميكنيم.
سكوت گرد مضاعف:
سكوت گرد:
سكوت سفيد:
سكوت سياه:
سكوت چنگ:
*به ترتيب از چپ به راست*
**به نام خدا**با سلام**
من وقتي كه به اغلب آثار هنري مشهور غرب بر ميخورم اولين چيزي كه به مغزم خطور ميكنه اينه كه چطور ممكنه يه همچين اثري در اين حد صدا كنه.
دو حالت وجود داره يكي اينكه اين اثر چيزي براي عرضه كردن نداره و بيخودي بزرگش كردن وحالت دوم اينه كه اونقدر بار علمي،هنري وفلسفيش بالاست كه بنده به هيچ وجه نميتونم دركش كنم.آخه هرچي كه به اين خطاي عجق و وجق توي نقاشي ها و شكلاي عجق وجق تر توي مجسمه هاواينجور چيزها ذل ميزنم هيچي ازشون نميگيرم.ميگن اينا داراي انرژي خاصي هستن كه آدمو جذب ميكنه واللا يا ما گيرنده هامون ضعيفه يا انرژيه فيتيلش ته كشيده
از همه ي اينا گذشته معني اوليه ي هنر به نظر بنده زيبايي در عين سادگيه
(اصلا هنر بدون زيبايي معنا نداره) و اينكه شما بتوني داشته هاي در عين حال بي ارزشي كه تك تك به درد لاي جرزم نميخورن رو كنار هم بزاري جوري كه چشم ضعيف ترين فيلسوف دنيا خيره بشه مثل همين كلمات كه تك تك معنا ندارن ولي باهاشون هزاران اثر هنري غير قابل وصف نوشته شده يا مثل همين هفت صداي موسيقي خودمون حالا هرقدر يه هنر مند بعد از اين اصول بتونه مقصودش رو هم برسونه اون اي والله داره.
در كل پس از چندي كش و قوص فيلسوفانه بنده به اين نتيجه رسيدم كه:
فرهنگ و تمدن غرب پس از اينكه با تمام حركات و تاكتيكهاي مختلف انساني و غير انساني معادل و مغاير حقوق همه ي موجودات به زور تونست سري توي تمدنهاي بزرگ در بياره تازه فهميدن كه اي دل غافل تمام هنرمندها و دانشمندهاي درجه يك رو قبل از اين سر به نيست كردن و در به در به دنبال فرهنگ و هنر كه مهمترين اصل يك تمدن بزرگه افتادن و بعد از اينكه چند تا بادكنك درست كردن، تا تونستن توش فوت كردن وبه تين كار بسنده نكردنو براي اونايي كه كشته بودن يه عزادازي مشتي گرفتن و توي اونا هم فوت كردن.
آخرش شد اين البته هنوزم به اين كار ادامه ميدن و الان توي اين كار واقعا ماهرِن جالبه بدونيد كه بازارشون داغه و خودشون فستيوال راه ميندازن و خودشون به خودشون جايزه هم ميدن و آفرين ميگن. بنده اميدوارم كه توي سليقه و انتخابمون دچار مرض هرچي بدن قشنگه نشيم و صد البته هرچي داريم قشنگه هم درست نيست ولي باز داشته ها بهتر از آورده هاست.
مخلص كلوم اينكه بيايد يه كمي از اين غرب زدگي و خود كوچك بيني هنريمون كم كنيم . براي ساده ترين مطالب دست به دامن ديگرون نباشيم و خودمون براي رفع نيازهاي خودمون در همه ي زمينه ها قدم برداريم.يه مثل قديمي ميگه(بد خودي بهتر از خوب غريبس)
**موفق باشيد**
**به نام خدا**با سلام**
در موسيقي نتها هم روي خطوط حامل قرار ميگيرن و هم بين خطوط والبته به بركت حامل هاي كمكي ميتونن بالا و پايين اين خطوط هم قرار بگيرن (البته توي سازهايي مثل پيانو به خاطر اينكه محدوده صدا دهي بالايي داره از دو خط حامل هم زمان استفاده ميشه كه به خط دوم حامل مضاعف ميگن)
گفتيم كه نام نتهاي روي حامل قرار داديه و اين قرار داد به علت مختلف بودن محدوده ي صدا دهي سازها تغيير ميكنه.اسم نتها روي حامل بستگي به علامتي داره كه اول اون نوشته ميشه كه بهش كليد ميگن(همونطور كه از اسمش معلومه مثل كليدعمل ميكنه براي پيدا كردن جاي نتهاي مختلف) معروفترينشون كليد سل هست كه برو بچه ها تو دفتر خاطراتشون و تو شعراي عاشقونشونم اينو ميكشن.
كلا تو موسيقي هفت كليد وجود داره كه امروزه از چهار تاش بيشتر استفاده نميكنن *كليد سل*كليد دو خط سوم*كليد دو خط چهارم*و كليد فا خط چهارم* كه البته اينا حالا حالا ها لازمتون نميشه و فقط با كليد سل نقش كليدو ياد ميگيريم.
رسم كليد سل از روي خط دوم خطوط حامل شروع ميشه و خط دو ميشه سل(هروقت كليد سل لول حامل باشه هر نتي روي خط دوم باشه سل هست)و نسبت به اون بقيه نت ها مشخص ميشه
... DO Re MI Fa Sol La Si ...كه روي خطوط حامل با توجه به خط دو كه سل هست نت هاي قبل و بعدش به راحتي قابل شناساييه.**والبته بقيه كليدها هم به همين ترتيب
**اميدوارم غلطهاي تايپي و اشتباهات لپي بنده رو ببخشيد**
به نام خدا و با سلام**
در اين قسمت ميخوام مبانی موسيقي و از ابتدا شروع كنم تا دوستاني كه از اين امر سر رشته اي ندارن حداقل مطالبي روكه بايد زنگ هنر تو مدرسه ياد ميگرفتن به دلايلي نگرفتن ياد بگيرن**
**الفباي موسيقي هفت حرف داره -دوDO- رre- ميmi- فا fa-سل-sol لاLa -سيsi كه همه ميدونن پس ازش ميگذريمموسيقي از فواصل(ارزش مكاني) وكششها(ارزش زماني) تشكيل شده تو اين قسمت فواصل رو تا جايي كه عقل حقير ميرسه توضيح ميدم.
*فواصل:به فاصله ي بين دو صدا(مثلا يكي زيرتر ويكي بم تر)در موسيقي فواصل بين اصوات(نتها)يا به پارسي خودمون نواها ميگن.
براي نوشتن فواصل خداوند به بشر يه چيزي ياد داد وبشر اختراعش كردو اسمشو گذاشت خطوط حامل كه يه چيزي تو مايه هاي خط دفتر مشقه كه يه خط داره دفتر زبان انگليسي دو خط داره دفتر نت پنج خط داره كه براي ما مايه ي افتخار و مباهاته.
*خطوط حامل:به پنج خط موازی گفته مي شودوالبته افقی كه رسم الخط موسيقي بر روی آن نوشته مي شودو شمارش آن از پايين به بالا است.
اينم بگم كه جاي نواها(نتها)روي اين خطا هيچ ربطي به سازها نداره و كاملا قرارداديه معمولا هر چی جاي نت بالاتر باشه صداش زير تره و هرچی پايين تر باشه بم تر به خاطر همين امر تو دستور زبان اهالي موسيقي به زير ميگن بالا و به بم ميگن پايين البته زيري و بمي نتها نسبت به همديگه حساب ميشه و نسبيه
البته چون بشر بعدا پيشرفت كرد و ديد كه پنج خط كفاف نميده به بالا و پايينش خطها ی كوچيكی اظافه كرد كه بهش حامل كمكيی ميگن.
خب تا اينجاي فواصلو رفقا داشته باشن عزيزان بزرگترم ايشاللا ياد بگيرن تا بقيشم تو قسمت بعد به عرضتون برسونم**اميدوارم استفاده كرده باشيد**
|
|